حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 167
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و بين النّهرين نمود و آديابن و الحضر « 1 » را گرفته ببابل درآمد و بعد سلوكيه و تيسفون را تسخير كرد و از دجله سرازير شده به طرف خليج فارس رفت و بيرق رومى را در دفعه اولى در آبهاى آن بيفراشت از طرف ديگر خسرو حاضر نشد از روم تمكين كند ولى صلاح خود را هم نديد كه با روميها مواجه شود و جدا بشورانيدن ولايات مسخّره پرداخت چنان كه ديرى نگذشت كه از همهجا خبر شورش و طغيان به تراژان رسيد و باعث وحشت او گرديد زيرا با اين طغيانها خطوط ارتباطيّه او با سوريّه قطع ميشد پس حمله بالحضر برد ولي شورشيها او را عقب نشاندند در اين احوال او يگانه چاره را در عقبنشينى ديد و يكى از شاهزادگان اشكانى را به تخت سلطنت در تيسفون نشانده فرمان عقبنشيني بداد يك سال بعد تراژان درگذشت ( 117 م . ) و هادرين « 2 » امپراطور روم شد و با امپراطور جديد سياست دولت روم تغيير كرد توضيح آنكه نگاهداشتن بين النّهرين و ارمنستان براى روم از جهة همجوارى با دولت ايران مشكل بود و توليد جنگهاى دائمى ميكرد لذا هادريان به اين عقيده شد كه نظر اكتاويوس - اگوست امپراطور اوّل روم راجع بحدود امپراطورى صحيح بوده و نبايد از فرات تجاوز نمود در نتيجه اين تصميم روميها سه مملكتى را كه تسخير كرده بودند تخليه نمودند و بعد در سال 122 م . بين امپراطور روم و شاهنشاه ايران در سر حدّ دولتين ملاقاتى شد كه نتيجه خوب براى روابط حسنه بين دولتين بخشيد بايد درنظر داشت كه در زمان تراژان و چندى بعد از او دولت روم در اوج عظمت خود بود در صورتى كه دولت اشكانى رو بانحطاط ميرفت
--> ( 1 ) - الحضر همان شهرى است كه روميها آن را ( هاترا ) ميناميدند اين شهر در مسافت سه روز راه از موصل امروزى واقع بود و قلعه محكمى داشت نويسندگان اسلامى از عظمت اين شهر چيزها نوشتهاند حالا خرابهايست و خرابههاى آن در طرف جنوب غربى موصل است ( 2 ) - HADRIEN